خانه و آشپزخانه

آشپزخانه

ظروف پخت و پز

ابزار پخت و پز

ابزار برش

ابزار مکمل آشپزخانه

ابزار آماده‌سازی

ابزار قنادی

منسوجات آشپزخانه

ظرف نگهداری

ابزار سامان‌دهی

سرو و پذیرایی

سرویس پذیرایی

ظروف پذیرایی

ابزار سرو

سرو نوشیدنی‌ها

چیدمان میز پذیرایی

دکوراسیون

خواب و حمام

خانه داری

خوراک و بهداشت

نوروز

تاریخ نبود که نوروز بود

 

جشن نوروز از دیرینه‌ترین جشن‌هایی است که با وجود حوادث گوناگون همچنان پابرجا مانده است و تنها جشنی‌ است که تا این اندازه در میان مردم مورد توجه بوده است. حرف تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز  نخستین روز از فروردین‌ماه است و از این جــهت آن را روز نــو نام گــذاشته‌اند. درباره نوروز، پیدایش و آداب آن افسانه‌ و روایت‌های بسیاری وجود دارد. اما امروزه نوروز تنها بازمانده مجموعه جشن‌های ایران باستان است که هنوز هم برگزار می‌شود. نمی‌توان از فرهنگ ایرانی سخن گفت و از نوروز به عنوان یکی از مهم‌ترین عید‌های آن یاد نکرد.

 

نوروز یک جشن ملی است که هر ساله برپا می شود

در برخی نوشته‌ها آمده که جمشید روزهای نخستین سال را تقسیم کرد: پنج روز نخست را به بزرگان اختصاص داد. پنج روز دوم را نوروز شاهی نامید و به بخشش و نیکوکاری پرداخت. پنج روز سوم، عید خدمت‌گزاران پادشاه بود، پنج روز چهارم از آن نزدیکان و خانواده شاه شد. پنج روز پنجم به سربازان رسید و پنج روز آخر را نیز به ملت اختصاص داد. ایرانیان باستان بر این باور بودند که در بامداد روز بزرگ، هرکس پیش از سخن گفتن شکر بچشد و تن خود را با روغن زیتون چرب کند، در طول سال از انواع بلایا سالم خواهد ماند. از آیین‌های همگانی نوروز در زمان ساسانیان، یکی برافروختن آتش در شب سال نو بود. زیرا از یک سو نماد احترام نهادن به این عنصر مقدس و زندگی بخش بود و از سوی دیگر به سبب این اعتقاد بود که می‌گفتند در شب سال نو روان درگذشتگان به خانه‌های خود بازمی‌گردند تا نوروز را در کنار خانواده خود سپری کنند، از این رو آتش می‌افروختند تا راهنمای روان درگذشتگان به سوی خانه باشد. دیگر عنصر مقدس و زندگی بخش، آب نیز در آیین‌های نورورزی جایگاهی خاص داشته است. در بامداد نوروز به یکدیگر آب می‌پاشیدند و در روز نوروز هم خود را با آب می‌شستند.

 

سرخی تو از من، زردی من از تو!

از آیین‌های منسوب به نوروز مراسم چهارشنبه آخر سال است (چهارشنبه سوری) که غالبا یک روز تا یک هفته پیش از نوروز در شب آخرین چهارشنبه سال برگزار می‌شود. در طی این مراسم که نوعی جشن آتش است، در تمام شهر‌ها مقارن غروب آفتاب در کوچه‌ها و خانه‌ها بوته‌های گون آتش می‌زنند، مرد و زن و پیر و جوان با شوق و شادی از روی توده آتش می‌پرند و هم‌صدا می‌خوانند: "سرخی تو از من، زردی من از تو!" با این خطاب که به آتش می‌شودو با شور و شادی که در این مراسم به آتش نشان می‌دهند، آتش که نمادی از آفتاب است در این سرود انعکاس دارد. از آنجا که در زمستان آفتاب کمیاب است و به ندرت دیده می‌شود، کسانی که از روی آتش می‌پرند به طور نمادین می‌کوشند تا خورشید را به رقابت با آتش تشویق کنند و بدین‌وسیله خورشید را در آخرین روزهای زمستان از خمودگی فصل سرما بیرون آورند. پنج‌شنبه آخر سال، هم به زیارت قبور اختصاص دارد. در این روز صدقه و خیرات می‌دهند.

 

به استقبال نوروز برویم

آمادگی برای نوروز در زمان حاضر با خانه‌تکانی شروع می شود. خانه‌تکانی کوششی است در برطرف کردن هرگونه آثار کهنگی، غبار و آلودگی از خانه. تا خانه نیز خود را برای استقبال از نوروز، به پاکیزه‌ترین صورت ممکن درآورد. این کار نمادی است از لزوم تصفیه و تزکیه باطنی برای رویارویی با یک زندگی تازه. از بیست تا ده روز مانده به عید نیز زنان خانه، عدس، گندم یا ماش با نیت سلامتی، خوشبختی، خوشی و مال و تندرستی سبز می‌کنند.

 

یک سفره خیال انگیز به نیت یک سال

رسم امروزی نوروز، پوشیدن لباس نو، بازدید از منسوبین و بزرگان، عیدی دادن به کوچکتر‌ها، خوردن شیرینی و چیدن هفت سین است. هفت سین که جالب‌ترین و خیال‌انگیزترین قسمت سفره نوروز را تشکیل می‌دهد عبارت است از مجموعه هفت محصول که در زبان فارسی با حرف سین شروع می‌شود. سبزه که مظهر محسوس بهار و تجدید حیات است و سپیدی که نماد پاکیزگی و ضد اهریمنی است. در سفره اینها را کنار شمع و سکه و کتاب مقدس می‌گذارند و آرزوی افزونی و فراوانی برای سالی که می‌آید مجسم می‌کنند. امروزه هفت سین با چند عدد سیب، سکه، سپنددانه، سنجد، ظرفی سرکه و کمی سمنو یا چیزهای دیگر که بر حسب سلیقه متفاوت است چیده می‌شود. در این میان آب، سیب و سپند، سبزه و سکه که اجزای مشترک در هفت‌سین است به نوعی با مفهوم تجدید سال، خلقت و معانی فراوانی و ثروت مربوط هستند. سپند که در اعتقاد عوام، اولین روییدنی است که همراه بهار از خاک برمی‌آید، سبزه نماد بهار و تجدید حیات است و آب مظهر حیات و آفرینش آغازین محسوب می‌شود. سکه نیز تفال به ثروتی است که در سال جدید همه آرزویش را دارند. عدد هفت هم یک راز مقدس است که به نوعی عددی الهی در میان مردم شناخته شده است. در میان چیزهایی که روز عید همراه با سکه و انواع شیرینی، به بچه‌ها هدیه می‌شود تخم‌مرغ‌های رنگی است که با علاقه از طرف مادربزرگ ها یا مادران تهیه می‌شود. تخم‌مرغ رنگی نشانه‌ای از تجدید حیات که نوروز مظهر آن است و همچنین مظهری از باروری و تولید مثل است که هدیه دادن آن به جوان‌ها تفال به واگذاری ادامه نسل به آن‌ها است.

 

سیزده به در، سال دگر

به اعتقاد عامه، دوازده روز اول سال نمونه تمام دوازده ماه سال است و چون به روزهای عید تعلق دارند رمز روزهای آغاز خلقت به شمار آیند. هنوز هم بعضی اعتقاد دارند که از روی وضع هوای این دوازده روز، می‌شود آب‌ و هوای یک سال را پیش‌بینی کرد. در پایان نوروز که بیشتر روزهایش صرف تفریح و آسایش و دید و بازدید می‌شود، سیزدهمین روز که معمولا مراسم آن در خارج از شهر انجام می‌یابد شادی نوروز را تکمیل می‌کند. این روز سیزده‌به‌در نام دارد و با پایان آن مراسم نوروز با حداکثر شادی و نشاط پایان می‌گیرد. در این روز خانواده   و دوستان به فضایی سبز رفته، ظهر آش رشته، یا بعضی انواع پلو صرف می‌کنند، عصر کاهو و سکنجبین می‌خورند و روز را به گردش و بازی می‌پردازند. روی‌ هم رفته این روز شامل تفریح، بازی و موسیقی است و سعی بر این است تا کدورت‌ها در این روز رفع شود و دشمنی تازه ایجاد نشود. همچنین رسم بر این بوده که در روز سیزدهم فروردین، مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت ایزد باران‌آور به کشتزار‌ها و مراتع خود می‌رفتند و در زمین تازه روییده به شادی و ترانه‌سرایی می پرداختند و بعد از این روز عملا نیمسال دوم زراعی آغاز می‌شده و مردم به سر کار خود بازمی‌گشتند.

این رسوم دوست‌داشتنی، دید و بازدید‌های شادمانه که کدورت‌های دیرینه را رفع می‌کند و دوستی‌های تازه به وجود می‌آورد، در عین حال به سبب الفتی که بین طبقات مختلف ایجاد می‌کند، مرزهای طبقاتی را می‌شکند، شادی و خوشی را بین طبقات مختلف ظاهر می‌سازد و موجب دوستی و برادری می‌شود. اینکه پیر و جوان، فقیر و غنی، مستخدم و ارباب در شادی و خوشی شرکت می‌کنند، اینکه در طی روزهای عید غذای اشخاص فقیر نیز با تجمل و تفنن آماده می‌شود، هم اینکه همه سعی در پوشیدن لباس پاکیزه و نو دارند و بالاخره اینکه در طول این مدت طبقات کارگر و زارع هم زحمت و کار بدنی را ترک می‌کنند و به آسایش و راحتی می‌پردازند، نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد، نوروز و عید تا چه حد سد‌های طبقاتی را می‌شکند و تا چه‌ اندازه طبقات مختلف را هم‌سطح می‌سازد.